احمد على خان وزيرى
11
جغرافياى بلوچستان ( فارسى )
قنبر در سنهء هزار و دويست و شصت و يك به اجل طبيعى درگذشت . رياست آن طايفه ، به على بيگ و ملّوك پسران قنبر رسيد . در سنهء هزار و دويست و هفتاد و چهار [ 36 ] آمدند به بعضى از نواحى رودبار و گوسفند و شتر زيادى غارت كردند و يك نفر از منسوبان امير سعيد خان بزرگ رودبار را با چند رودبارى كشتند . شش ماه بعد رستم خان پسر سعيد خان با استعداد زياد ناگاه به سر آن طايفه ريخته ، قريب دويست نفر از بزرگ و كوچك آن طايفه كشته و چند نفر از اولاد و اولادزادهء قنبر [ را ] كشتند و همهء مراعى و مواشى و اموال آنها را غارت كردند . بعد از آن جزئى [ 37 ] كه از آن طايفه باقى ماندند ، بعضى جزو طايفهء سابقى و برخى به جغين « 1 » و ميناب رفتند . اين طوايف كه عرض شده همه مذهبشان سنّى ولى مربوط به شريعت نيستند و اطلاع از حلال و حرام ندارند . طريق عقد نكاح آنها اين است كه آنها اگر ملّا نداشته باشند ، « 2 » رئيس آن طايفه مىآيد و چند كلمه مزخرف بلوچى مىگويد و دست زن را مىگيرد به شوهر مىدهد ، به قدر استطاعت داماد يك گوسفند يا بيشتر مىكشند [ 38 ] و گوشت آن را آبگوشت كرده مىخورند و طريق طلاق آنها آن است كه شوهر يك گلوله سرب از كيسه كمر خود بيرون مىآورد و بهطور كجخلقى به سمت زن مىاندازد و اگر آن وقت گلوله حاضر نباشد ، سنگى از زمين برمىدارد و به سمت زن مىاندازد . طريق عزاى آنها اين است اگر مرد اسبسوارى دارد ، دم آن را مىبرد . اگر اسب ندارد شترسوارى خود « 3 » را صورتش خون [ 39 ] آلود مىنمايد ، و صاحب عزاى مرد و زن سر برهنه مىنمايند و مردم جمع مىشوند و نوحه به زبان بلوچى مىخوانند و زوزه مىكشند . و طريق جنگ كردن اين طوايف هر دو نفر سوار يك شتر مىشوند و هر نفرى يك تفنگ فتيله دارند و يك شمشير ، و جنگ مىنمايند و تفنگچى پياده آنها كم است . شمشير خوب در دست آنها ممكن مىشود زيرا كه قبل در لاشار و دزّك و بعضى از ولايات [ 40 ] بلوچيّه شمشيرهاى خوب پولاد هندى مىساختند و هميشه حكّام بلوچستان شمشيرهاى قطعه از
--> ( 1 ) . جغين : متّصل به خاك ميناب و بندرعباس كه از نواحى هرموز است ( جغرافياى كرمان ، ص 220 ) . ( 2 ) . متن : ملّاى آنها اگر ملّا نداشته باشند . ( 3 ) . متن : او .